خبر زیر در مورد مظلومیت محیط بانانی است که همواره برای حراست از عرصه های طبیعی کشور از هرگونه جانفشانی دریغ نمی کنند.

تبریز ـ مهرداد خوشکار مقدم: محیط بانان سازمان حفاظت محیط زیست از نظر قوانین استخدامى، کارمند دولتى محسوب مى شوند. اما باتوجه به شرایط کارى خویش وضعیتى شبیه نیروهاى انتظامى یا شبه نظامى دارند.
این درحالى است که . . . ( در ادامه مطلب)


همین نیروهاى زحمتکش به هنگام بروز درگیرى مسلحانه یا خطرات مشابه فقط قوانین کارمندان دولتى در مورد آنان اعمال مى شود.روز یکشنبه، ۴ بهمن ماه سال جارى، تعدادى از محیط بانان سازمان محیط زیست آذربایجان شرقى درحین گشت زنى در منطقه شکارممنوع ایلخچى واقع در دامنه هاى سهند با فردى مسلح به سلاح شکارى غیرمجاز درگیر مى شوند که فرد مذکور با شلیک دو گلوله از اسلحه دولول خود به سردو مأمور محیط بان ازمحل متوارى مى گردد.گرچه متهم با همکارى نهادهاى مختلف، شب همان روز دستگیرمى شود اما هم اکنون وضعیت جسمانى هردومحیط بان ۲۸ و ۲۹ ساله بسیار وخیم گزارش مى شود.یکى از محیط بانان که حدود ۴۰ ساچمه در مغز وى فرورفته است به طور کلى بینایى خود را ازدست داده و مأمور دیگر نیز با گذشت ۱۴روز همچنان در کما به سرمى برد و امیدها براى زنده ماندن وى رفته رفته کمتر مى شود.

شایان گفتن است که به گفته منصور صفرزاده مسؤول روابط عمومى سازمان حفاظت از محیط زیست آذربایجان شرقى، تنها ظرف ۳ ماه گذشته بیش از ۵مورد شلیک و حمله مسلحانه به سوى مأموران این سازمان در استان صورت گرفته که خوشبختانه محیط بانان دیگر از درگیریهاى گذشته جان سالم به در برده اند.
البته چندى پیش مجلس با تصویب قوانینى محیط بانانى را که در درگیریهاى مختلف کشته مى شوند،شهید محسوب کرد اما سرنوشت زندگان همچنان در هاله اى ازابهام قراردارد.به گفته کارشناسان، محیط بانان در درگیرى با افراد متخلف که اکثریت آنها را شکارچیان مسلح غیرقانونى تشکیل مى دهند از هیچ نوع قوانین حمایتى برخوردار نیستند و قوانین حمایت از نیروهاى نظامى و انتظامى نیز درمورد آنان مصداق پیدانمى کند.
این درحالى است که حدود ۲ ماه قبل محیط بانى در استان کهگیلویه و بویراحمد که در درگیرى مسلحانه با یک شکارچى غیرمجاز وى را ازپاى درآورده بود به اعدام محکوم شد!ازهمین روست که محیط بانان از آنچه که عدم حمایتهاى قانونى لازم از آنها گفته مى شود به شدت ناراضى و دلسرد شده و این سؤال را مطرح مى کنند که در صورت درگیرى درحین انجام وظیفه به راحتى محکوم مى شویم اما اگر درگیر هم نشویم پس فلسفه وجودى این نیروها چیست؟ازسوى دیگر هردو محیط بان مجروح بسترى شده در بیمارستان امام تبریز فاقد سلاح بودند و گذشته از این سؤال که چرا امکان تجهیز همه محیط بانان به وسایل دفاعى وجودندارد، این موضوع نیز مطرح مى شود که درصورت مضروب شدن متهم آیا سیل اعلام حمایتهاى کنونى دستگاههاى دولتى، قضایى از آنها صورت مى گرفت؟

آیا براستی حق کسانی که برای حفاظت از گستره طبیعی این سرزمین از جان مایه می گذارند حداقل امکانات دفاعی  برای آنها و زندگی راحت برای خانواده هایشان نیست . آیا پشتیبانی از محیط بانان در مواقعی که اینان با متعرضان به طبیعت ملی ایران درگیر می شوند ، کاری مشکل است . محیط بان وقتی این شغل را می پذیرد می داند که خطر و سختی زیادی را پذیرفته است . گشت ها و بی خوابیهای شبانه ، دور ماندن های طولانی از خانواده، درگیری با متخلفین در مکانهایی دورافتاده ، کوهنوردیها و پیاده رویهای طاقت فرسا گوشه ای از ماموریت های روزمره محیط بانان است . سختی این مسائل در برابر عشق و علاقه و وجدان بیداری که محیط بانان دارند ، بسیار ناچیز است. ولی آنچه همواره این قشر زحمت کش را مورد آزار قرار داده عدم حمایت دولتمردانی است که گاهی خود نیز در زمره متخلفین زیست محیطی قرار می گیرند. شاید یک از دلایلی که محیط بانان مورد بی مهری قرار می گیرند همین است. بارها بعضی از مسئولان به محیط بانان گفته اند: شما چکار می کنید . اصلا دید شفاف و مثبتی نسبت به محیط بانان وجود ندارد . حتی افراد محلی محیط بان را به چشم یک مزاحم می بیند . تا این نگاه ها اصلاح نشود و تا مسئولین نظام به فکر دلجویی از محیط بانان این سرزمین سبز نیفتند،شاهد اتفاقات این چنینی خواهیم بود . در انتها عاجزانه از مسئولین دلسوز این نظام الهی خواهشمندم  : 

   شما را به خدا تخریب طبیعت و نابودی حیات وحش ایران را جدی بگیرید بگذارید آیندگان به نیکی از ما یاد کنند .