نویسنده: احسان محمدی

 


    هر از چند گاهی واژه «محیط بان» در رسانه های البته محدودی تکرار می شود، آنها «غیرتمند»، «شریف»، «پرتلاش»، « زحمتکش»، «مظلوم» و « صبور» لقب می گیرند، سخنرانان در ردیف کردن صفت های درخشان از همدیگر سبقت می گیرند، وعده های تازه یی داده می شود تا محیط بانان دلگرم شوند و مثل همیشه برای حفاظت از عرصه های طبیعی این آب و خاک بکوشند و مقابل مشکلات خم به ابرو نیاورند. به نظر اتفاق خوشایندی می آید، همین که کسی یاد این فرزندان پرتلاش مام میهن باشد انگار اتفاق خوبی است اما …
    
    1- بگذارید صریح تر حرف بزنیم، حال و روز محیط بانان خیلی خوب نیست، کافی است همین امروز بلند شوید و به یک پاسگاه محیط بانی سر بزنید و پای حرف های بی رنگ و ریایشان بنشینید، آنها دست به گریبان مشکلات مالی عدیده یی هستند، شغل دشواری دارند و باید در دل کوه و کمر و کویر و تالاب به محافظت از آب و خاک این نقشه گربه شکل بپردازند، اما آیا به اندازه عرقی که می ریزند و تلاشی که می کنند قدر می بینند؟ پاداش می گیرند؟ از امتیاز ویژه یی برخوردار می شوند؟ اضافه کار و حق ماموریت شان مرتب پرداخت می شود؟! صحبت کردن از غیرت و شرافت و صبوری در جامعه یی که در آن «پول» با قلدری حرف می زند گرچه شیرین است اما کافی نیست، درست مثل این می ماند که از تیم ملی فوتبال ایران بخواهیم تنها با تکیه بر «غیرت» تیم ملی برزیل را شکست بدهد! محیط بانان در عرصه یی کار می کنند که گاهی اسلحه و گلوله حد و مرز را مشخص می کند. در این عرصه حمایت های حقوقی، مالی، قضایی و پشتیبانی بیش از «وعده» تاثیرگذار است. محیط بان ها در همه این سال ها به اندازه کافی و گاهی بیش از آن «برادری» شان را ثابت کرده اند، وقت آن است که نهادهای قدرتمندتر از سازمان محیط زیست مانند مجلس شورای اسلامی گامی فراتر بردارند و مشکلات این گروه نه چندان پرجمعیت را حل کنند.


    2-محیط بانان مثل هر قشر دیگری در این کشور فیش حقوقی شان را با سایر دوستان شان در ادارات دیگر مقایسه می کنند، آنها در همین کشور زندگی می کنند، جایی که قیمت کالاهای اساسی هر روز رشد می کند، نمی توان تنها با «شعر» و «شعار» از آنها خواست «مردانه» مقاومت کنند. حداقل از «همه» نمی شود این توقع را داشت، باور کنیم که مشکلات مالی و فشارهای روزافزون زندگی زانوها را برای «گشت زدن» سست می کند، گوش ها را برای شنیدن صدای «شلیک گلوله شکارچی» سنگین می کند، دست ها را به جای جنگیدن در جیب پنهان می کند و در عوض شانه بالاانداختن و بی تفاوتی را مثل موریانه به بدنه سازمان محیط زیست می اندازد. اگر از محیط بانانی که در مناطق دور تنها خدا را ناظر کارشان می بینند و سازمان محیط زیست انتظار دارد از جنگل ها و مرتع ها و گونه های گیاهی و جانوری و تالاب ها و … حفاظت کنند، اگر سازمان محیط زیست را شماتت می کنید که خشک شدن دریاچه ارومیه یکسره قصور این سازمان بوده است، خوب است چشم هایتان را باز کنید و ببینید جز ناله و نفرین کاری هم کرده اید؟ محیط بانانی را می شناسم که در گوشه گوشه این کشور با هزینه شخصی باک موتورهایشان را از بنزین پر می کنند و به گشت زنی می پردازند، کارکنان کدام اداره که اتفاقا در تصمیمات غلط و کمرشکن تاثیرگذارند و در بزنگاه تخم مرغ های گندیده را تنها در سبد سازمان محیط زیست می گذارند حاضرند دست به این کارها بزنند؟ پسر کوچک شهید عبدالله یاری هنوز بر عکس پدر بوسه می زند، در دوران صلح، در روزهایی که دشمن خارجی گلوله یی به سوی ایران شلیک نمی کند چند نهاد و سازمان غیرنظامی را می توان یافت که این همه شهید و جانباز نثار کرده باشند؟ آن هم با شلیک گلوله از سوی هموطن! هنوز اسعد تقی زاده در بیم و هراس طناب دار صبح را به شب گره می زند، پاهای قطع شده محیط بان رحیم نژاد و زخم عمیق براتعلی ایمانی و... بازخوانی تاریخ نیست، اتفاقاتی است که برای محیط بانان تنها در همین شش ماهه رخ داده است. قرار نیست حتما محیط بانی شهید شود تا برای چند روز نام و مظلومیت شان تکرار شود آنها را سالم، امیدوار و پرتوان بخواهیم بی هیچ زخمی بر تن و روح شان.
    
    3- اگر زمانی برخی خارج از سازمان محیط زیست با نیش و کنایه «محیط بانان» را کم سواد لقب می دادند و می گفتند نباید توقع آنها را بالابرد، خوب است که امروز در یک هماوردی عادلانه مدرک تحصیلی توان علمی محیط بانان سازمان حفاظت محیط زیست را با ادارات دیگر در ترازویی که شاهین اش عادل است قیاس کنند تا مشخص شود که اتفاقا مدارک تحصیلی محیط بانان سازمان حتی از بدنه کارشناسی ادارت دیگر نیز افزون تر است، حالاتقریبا در همه استان ها می توان محیط بان با مدرک کارشناسی ارشد یافت، بخش بزرگی از آنها درس می خوانند، مطالعه می کنند، دوربین به دست می گیرند، عکاسی می کنند و در پی آن هستند که منطقه محل خدمت شان را از هر نظر بهتر بشناسند و بهتر بشناسانند. این امر موجب سربلندی و افتخار سازمانی است که درآمد چندانی ندارد، دست به یک پوست اندازی زده و جوان ترها را وارد این عرصه کرده است و بیش از ؟درصد از خاک کشور را به صورت مستقیم باید تحت حراست و حفاظت قرار بدهد، آیا آنها مستحق توجه بیشتر از سوی دولت نیستند؟
    
    4- محیط بانان سازمان حفاظت محیط زیست به معنای واقعی «غیرتمند»، «شریف»، «پرتلاش»، «زحمتکش»، «مظلوم» و « صبور» هستند، آنها بیش از شرح وظایف مصوب کار می کنند، زحمت می کشند، خود را به خطر می اندازند و صورت هایشان را با سیلی سرخ نگه می دارند، برای تک تک آنها سلامتی و موفقیت آرزومندیم ولی یادمان باشد آنها، همسران و فرزندان شان فقر را شرافتمندانه با لبخند تحمل می کنند، بزرگوارانه چیزی نمی گویند و نمی خواهند اما این دلیل نمی شود که از سازمان حفاظت محیط زیست و سایر نهادهای پرقدرت توقع نداشته باشند که بیش از برگزاری همایش و نشست و تقدیرهای تریبونی به مشکلات معیشتی آنها رسیدگی نشود.
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2706 به تاریخ 29/3/92، صفحه 8 (نگاه دوم)