گشت و کنترل کوه بیرمی

تقریبا 4 سالی بود که از کوه بیرمی و زیباییهاش دور بودم.توفیقی دست داد که روز سه شنبه گذشته برای کنترل تنگه های کوه بیرمی و همکاری با پاسگاه محیط بانی خاییز یه ذره کوهنوردی کنم.دوری از کوه و خدمت در یک منطقه دشتی واقعا تاثیر منفی خودشو رو من گذاشته بود و اوایل صعود واقعا به زحمت افتادم.به هرحال گروه 7نفره ما حول و حوش ساعت 3 بعد ازظهر به محلی رسید که پوشیده از درخت های بادام بود  نهار رو اونجا خوردیم و قرار شد یک ساعتی استراحت کنیم و بعد ادامه مسیر دهیم تا به اشکفت برسیم برای اتراق شبانه.

همه جا لرزید

ساعت تقریبا4ونیم بود که حدود 30 ثانیه کوه شروع به لرزیدن کردن.لرزشها خیلی شدید بود و صدای ریزش سنگهای کوه داخل تنگه ها نیز به گوش می رسید تا ساعت پنج ،2 بار دیگه هم ما زلزله رو احساس کردیم.

 

 

 

 

 

 

بی خبر از همه جا

موبایلامون اصلا آنتن نداشت و هیچگونه ارتباطی با بیرون نداشتیم و حتی به فکرمون هم نمی رسید که چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه.به راهمون به سمت اشکفت ادامه دادیم .ساعت 6 بود ، به یه جایی رسیدیم که تلفنا یه خورده آنتن داد ..... (ادامه مطلب)


بلافاصله تلفنهامون شروع به زنگ خوردن کردن .همشون بعداز ابراز نگرانی از وضعیت ما یه خبر تلخ رو به هممون دادن:زلزله شهر شنبه و روستای درویشی (کمتر ازکیلومتر با ما فاصله داشتن ) رو با خاک یکسان کرده!واقعا برامون باورش سخت بود .چون تا اونجایی که من یادم میاد زلزله تا حالا توی استان بوشهر اینطور خرابی به بار نیاورده بود.

شبی همراه با افسوس

هوا داشت کم کم تاریک می شد و ما نمی تونستیم به پاسگاه برگردیم و مجبور بودیم برای فرار از شب های سرد بیرمی به اشکفت پناه ببریم . خیلی سخت بود،بی خبری از همه جا،تاریکی شب، پس لرزه های مداوم و اشکفت، همگی نوعی حراس توام با افسوس را برایم تداعی می کرد.

خبرهای بد از زلزله

بادمیدن خورشید و روشن شدن هوا به راه خود ادامه دادیم و از طریق تنگ روبروی اشکفت به سمت پایین حرکت کردیم به محض آنتن دار شدن تلفنهایمان موجی از پیامها و تماس ها که غالباً حاوی دلنگرانیهای دوستان و آشنایان بود به سمت ما آمد.لابلای آنها خبرهای تاثر برانگیزی نیز می رسید. تخریب خیلی از روستاها و شهر شنبه و 37 نفر کشته دراثر زلزله بدترین خبرهایی بود که رسید و واقعا گروه را متاثر کرد.

حضور در مناطق زلزله زده

وقتی به اداره رسیدیم دیگه فرصتی نبود که بتونیم به شنبه بریم .رییس اداره (آقای جمادی) با هلال احمر هماهنگ کرد و قرار شد فردا صبح به مناطق زلزله زده بریم.فردا صبح به اتفاق رئیس اداره محیط زیست شهرستان تنگستان به مناطق "شنبه"،"چاهک" و "درویشی" از توابع شهرستان دشتی رفتیم.ویرانی بسیار زیاد بود و غالب ساختمانهای بدون فنداسیون تخریب شده بود.منطقه خیلی شلوغ بود و هرکسی را میدیدی در حال تلاش برای کمک به التیام دردهای حادثه دیدگان بود.شور عجیبی داشت،منطقه.هلال احمر را پیدا کردیم و به اتفاق امدادگران به روستای درویشی رفتیم . تقریبا هیچی از روستا نمانده بود و ماشین های بنیاد مسکن در حال آوار برداری بودند.ما هم به بچه های هلال احمر کمک کردیم تا آذوقه رسانی سریع تر انجام بشه.

عکسهای زیر رو که اکثراً آقای جمادی از منطقه زلزله زده گرفته بیانگر گوشه ای از مصیبتی است که به مردم اونجا وارد شده.خدا بهشون صبر بده و رفتگان این حادثه دلخراش رو بیامرزه

آمین